• موضوع

  • بایگانی

  • Support Wikipedia
  • با ثبت ایمیل خود در این قسمت از پستهای جدید آگاه می شوید

    به 6 مشترک دیگر بپیوندید

Linkedin

درود

حتما با سایت Linkedin آشنا هستید. شبکه ای اجتماعی متخصصین که برای ایجاد ارتباطات کاری است و آژانسهای کاریابی به طور فعالی در اون حضور دارند. دوستانی که جوینده اولین کارشون خارج از ایران هستند و یا تصمیم دارند که کارشون رو عوض کنند بیشتر و البته هر کسی که پروفایلی در این شبکه داره بهتره اون رو همیشه مرتب و به روز نگه داره. دوست عزیزی دارم که در پذیرش دوستی در این شبکه دقت به خرج می دهد و هر پیشنهادی را نمی پذیره چون به درستی اعتقاد داره که این تابلوی ارتباطات حرفه ای اش است. من البته نگرش دیگه ای به موضوع داشتم و تقریبا اکثر تقاضاها رو پذیرفتم و خودم هم ارتباطات زیادی با دیگران برقرار کرده ام از اینرو پروفایلهای زیادی رو دیدم. چند تا نکته هست که باید بهشون توجه داشت.

  1. .فلسفه وجودی این شبکه با فیسبوک فرق داره، اینجا به دنبال دور هم بودن دوستان نباید بود.
  2. از ترجمه های تحت اللفظی و استفاده از عبارات نا مانوس باید خود داری کرد. الگوبرداری از پروفایلهای متخصصین هم رشته می تونه پیشنهاد خوبی باشه.
  3. دقیقا مثل رزومه پروفایل لینکدین نباید پر باشه از تخصصهای دور از هم. اگر تخصصهای چندگانه دارید و از این پروفایل برای جستجوی کار استفاده می کنید لازمه روی یه تخصص مشخص مانور بدهید.
  4. عکس پروفایل باید به دقت انتخاب شود. اخیرا به این لینک برخوردم که البته انگیزه نوشتن این پست هم بود.

http://socialtimes.com/5-tips-to-a-successful-linkedin-profile-picture_b83446

شاد و پیروز باشید

Advertisements

دو سال گذشت – اتوبیوگرافی

درود

این پست باید یک ماه پیش از این نوشته می شد اما گرفتاری های پدر بودن و سایر قضایا باعث شد به تعویق بیافتد. ضمن اینکه کلی هم اسطرلاب ریختم ببینم نوشتن داره یا نه؟

 ورود ما به استرالیا  دسامبر 2008 بود و همه آمدگان به استرالیا می دانند که  دسامبر و ژانویه یعنی تعطیلات از همه نظر. حالا اگر این ورود با بحران مالی 2008-2009 همراه شود که دیگه قوز بالا قوز. خلاصه کنم که مدتها طول کشید تا تونستم اولین کار را بگیرم تا اونجا که منِ بی خیال نسبت به این چیزا رو داشت کمی نگران می کرد.

با توجه به تجربه کاریم برای دو زمینه متفاوت برنامه نویسی و مدیریت پایگاه داده – همون DBA خودمون – اقدام می کردم و این مورد که تونستم بگیرمش دومین موردی بود که سعی شده بود با من مصاحبه بشه- اولی برنامه نویسی EFTPOS بود که من در عهد عتیق انجام می دادم. واقعیتشم این بود که من مدتها بود از برنامه نویسی فاصله گرفته بودم اما چه می شد کرد باید سعی می کردم همه هنرها(!) روکنم تا چه قبول افتد و که در نظر آید؟

 القصه این مورد در کمال تعجب توی مارکت پیدا شد و خلاصه با ارسال روزمه و پیگیری تلفنی منجر به مصاحبه و بعد از اون منجر به قرارداد کار دائمی شد.

شرکت ما مشاور پایگاه داده هاست. یک مجموعه کوچک حدود 15 نفره است که همیشه نفراتی رو در سایت مشتریان داره. شریک تجاری IBM هستیم و بنابرسیاستهای این شرکت بخشی از مشتریان IBM توسط ما سرویس دهی می شوند. در واقع کار شرکت ما  مشاوره در زمینه Database و Data Warehouse بیشتر در حیطه DB2 ، Informix و SQL Server – واسه جوری جنس –  هستش.  شرکت خیلی به خونه ما نزدیکه و برخلاف 99 درصد شرکتهای IT که در محدوده مرکزی شهر قرار دارند از شهر حدود یک ساعتی فاصله داره و درواقع به خونه مدیر عامل نزدیکه!

موسس و مدیر عامل شرکت یه آدم خوش فکر و  باهوشه که از چهره های مطرح IBM استرالیاست. جو شرکت به شدت دوستانه است و به قول همین آقای مدیرعامل – تونی – شرکت ما Life Style Company است و به درد کسانی که دنبال حقوقهای بالا می گردند نمی خوره بیشتر مناسب کسایی است که دوست دارند ضمن زندگی کردن کار هم بکنند. خوب با این توصیف می شه حدس زد که از فشارهای غیرمعقول معمولا – نه همیشه – خبری نیست. گیر زیادی برای زمان ورود و خروج و انواع مرخصی ها وجود نداره خلاصه اش اینکه  من راحتم. از استرالیا، نیوزلند، انگلیس، اطریش،هند، چین، هنگ کنگ و طبیعتا ایران توی این شرکت با هم کار می کنیم. ممکنه  اگر بعد از این تجربه برم دنبال شرکتهای دیگه بتونم پوزیشنهای بالاتری – از نظر حقوقی – رو بگیرم اما فعلا راضیم و کارم رو دوست دارم چون نوع کار خوبه و حداقل حاشیه رو داره.

خلاصه که دوسال و اندی گذشت در یک یا چشم به هم زدن. از مسئولیتها و تنشهایی که در طول 9 سال کارم در تهران داشتم بیش از پیش فاصله گرفتم و فقط خاطرات خوبش رو گاهی مرور می کنم.

پی نوشت اول :  برای گرفتن گواهینامه موتور و همچنین برنامه ریزی برای یک سفر 20 روزه به چین هم مدتهاست درگیرم که برایتان خواهم نوشت.

پی نوشت دوم : Informix یک RDBMS است مثل اراکل و DB2 جدیدترین نسخه آن کمتر از یکسال است که عرضه شده و IBM آن را ازسال 2001 مدیریت می کند در آمریکا بیش از هرجای دنیا طرفدار دارد مثلا فروشگاه Wal-Mart از این محصول استفاده می کند. در OLTP کم رقیب است و کار کردن با آن بسیار لذت بخش. من به شخصه اون رو به بقیه ترجیح می دهم البته تا اینجا که هنوز DB2 نمی دونم. این توضیح رو دادم چون وقتی به بعضی از دوستان می گم تخصص من اینه فکر می کنند راجع به کامپیوتر چارلز بابیج دارم حرف می زنم.

پی نوشت سوم : اینم پسر شیطون ما سورن.

شاد و پیروز باشید

اطلاعیه فوری برای دوستان ساکن در سیدنی

درود 

از طریق یکی از بزرگواران، جناب آقای حسینی پور، خبری به دستم رسیده است که عینا آن را می آورم. با توجه به ضیق وقت، از کانالهای ارتباطی خود استفاده و علاقمندان را مطلع فرمایید. نشست پربار و با حضور ایرانیان موفق در استرالیا خواهد بود :

به اطلاع دوستان می رساند که پس از پی گیری های فراوان برای یافتن راهی جهت گرفتن آگاهی های کاری از بازار کار استرالیا و ارتباط با جامعه متخصص ایرانی در سیدنی، جلسه ای توسط جمعی از متخصصین و اساتید دانشگاه و باحمایت سازمان همیاری ایرانیان،  در روز چهارشنبه نهم دسامبر از ساعت 5:30 تا 7:30 عصر در دانشگاه سیدنی برگزار میگردد. از کلیه ایرانیانی که با ویزای تخصصی وارد استرالیا شده اند دعوت میشود که در این جلسه شرکت فرمایند.  این گردهمایی می تواند به گسترده شدن اطلاعات تازه واردین و همچنین به شروع ارتباط سازنده بین جامعه متخصص سیدنی کمک نماید. 

از آنجا که برای انجام این جلسه فرصت کافی نبود و تاخیر بیشتر جایز نیست، لذا از دوستان عزیز خواهش میشود که در اطلاع رسانی به دیگر دوستان ما را یاری فرمایید.

لازم به یادآوری است که جلسه مشابهی برای دوستانی که با تخصص پزشکی به استرالیا وارد شده اند در آینده ای نزدیک  تشکیل خواهد شد.

از طرف گروه برگزار کننده: م حسینی پور

Address: Mechanical Lecture Theatre (Level 2) J 02 Mechanical Engineering Building

University Sydney

بدرود

کار در استراليا – قسمت دوم

درود 

ادامه از پست قبلی

توصیه 5 – رزومه را برای آگهیهای مورد نظرتان ارسال کرده اید، اکنون باید منتظر تماس آژانس کاریابی باشید. معمولا در صورتی که رزومه شما مورد توجهشان قرار گرفته باشد، بلافاصله با شما تماس می گیرند.

نکته اول : در تماس تلفنی حضور ذهن شما خیلی مهم است،  خصوصا اگر رزومه های متفاوتی ارسال کرده باشید. معمولا آژانسها اطلاعات تخصصی ندارند و فقط واژه ها و نامهای درخواست شده کارفرما را می شناسند، بنابراین لازم است متن آگهی را به یاد داشته باشید و سوابق کاری و تجربیاتتان را در چارچوب آن شرح دهید.

نکته دوم : اگر ظرف 24 تا 48 ساعت با شما تماس نگرفتند، بهتر است با آژانس مربوطه تماس بگیرید و عنوان کنید که » می خواستید مطمئن شوید که رزومه تان به دستشان رسیده است یا خیر ؟» 

نکته سوم : در واقع این تماس تلفنی، اولین مصاحبه تلفنی شما محسوب می شود، بنابراین تمام تلاشتان را بکنید که آژانس برای دیدن حضوریتان مجاب شود، چون قطعا دیدار حضوری موثرتر خواهد بود.

توصیه 6 – چنانچه از مرحله فوق موفق بیرون آمده باشید، برای مصاحبه با آژانس دعوت می شوید، معمولا این مصاحبه خیلی رسمی نیست ولی نظر من این است که کاملا باید آن را جدی گرفت و به شکل کاملا رسمی در آن شرکت کرد.

نکته اول : معمولا آژانسها در چنین مواقعی اگر حس کنند شما فرد مناسبی هستید و می توانند شما را به شرکت یا سازمان درخواست کننده نیرو معرفی کنند، سئوالات غیر فنی مصاحبه ( Behavioural Questions ) را با شما مرور کرده و اشکالاتتان را به شما گوشزد می کنند.

توصیه 7 – امیدوارم خیلی زود به این مرحله برسید و برای مصاحبه به سازمان مربوطه دعوت شوید. هر شرکت یا سازمان به طور معمول دو مصاحبه با شما خواهد داشت که معمولا در اولی تلاش می کند کاراکتر فردی شما را بشناسد و در دومی مصاحبه از جنس فنی خواهد بود. البته گاهی در کارهای برنامه نویسی امتحان هم برگزار می شود.

نکته اول : مصاحبه با سازمان ها هم انواعی دارد ( One by One – Panel ) که بحث آن مفصل و از حوصله این پست خارج است، اما در پایان چند فایل مفید در این زمینه را برای استفاده شما به اشتراک می گذارم.

نکته دوم : در این مصاحبه کاملا صادق باشید و سعی نکنید چیزی را پنهان کنید چون گاها طرفتان ممکن است متوجه شود و با سئوال پیچ کردنتان شما را به دردسر بیاندازد.

نکته سوم : در این مصاحبه ها هرگز راجع به حقوق و مزایا صحبت نکنید و خودتان را کاملا مشتاق بدست آوردن آن شغل نشان دهید.

نکته چهارم : این نکته کلیدی را حتما شنیده اید «شرکتها و سازمانها دنبال آدم همه فن حریف نیستند » بنابراین در محدوده شناختی که از کار آن شرکت پیدا کرده اید ( از طریق وبسایت ) و بر اساس آگهی ارایه شده و اطلاعاتی که از آژانس گرفته اید، صحبت کنید و سعی نکنید خودتان را از ابعاد کار آن شرکت بزرگتر نشان دهید.

امیدوارم این توصیه ها بتواند برای شما مفید فایده قرار گیرد. در پایان هم چند نکته در مورد شغلهای مرتبط با کامپیوتر می آورم که البته تجربه و نظر من است که ممکن است بعضی از دوستان تجربیات متفاوت دیگری داشته باشند.

نکته اول : موقعیتهای مدیریتی مثل Team Leader یا Operation Manager و … را معمولا به تازه واردانی که احتمالا با ترمینولوژی محیطهای کاری استرالیا و زبان انگلیسی خیلی مانوس نیستند، نمی دهند.

نکته دوم : موقعیتهای برنامه نویسی در حوزه های NET. و JAVA  متقاضی زیاد دارند، اما به همان اندازه هم رقابت سخت تری برای کسبشان وجود دارد. علی نوبر عزیز اطلاعات مفصلی را در وبلاگش در اختیار گذاشته است که خواندنش را توصیه می کنم.

نکته سوم : موقعیتهای Administration اعم از سیستم یا دیتابیس را به سختی به تازه واردان می دهند چون معمولا چالشهای گفتاری فراوان دارد و به انگلیسی روان نیاز دارد.

نکته چهارم : موقعیتهای متخصصین شبکه هم با تجارب دوستان ما در ایران خیلی همخوانی ندارد. البته من این را از روی چند نمونه دوستان می گویم. اینجا به راحتی ایران سراغ برندهای معروفی مثل Cisco نمی روند. البته دوستان شبکه ای اگر مطلب من را می خوانند، لطفا نظر خود را بگویند.

نکته پنجم :  اگر می خواهید از ایران میزان آمادگی خود را ارزیابی کنید، از این پست هومن کمک بگیرید، شاید حتی در انتخاب شهر محل اقامتتان نیز موثر باشد.

نکته ششم : تعدادی از فایلهایی  را که در زمینه یافتن شغل و شرکت در مصاحبه مفید هستند را اینجا گذاشته ام، می توانید از آن استفاده کنید.

صبور و واقع بین باشید و اعتماد به نفستان را هرگز از دست ندهید. روزهای درخشان در پیش است ( این جمله آخر رو یکی از بروبکس چینی در حالی که 3 ماه بود که خودم و خودش دنبال کار بودیم و خبری نبود به من گفت ) 

بدرود

کار در استرالیا – قسمت اول

درود 

حقیقتش اینه که نوشتن مطلب برای وبلاگ خصوصا اگر روی موضوع خاصی متمرکز باشه، غیر از وقت و حوصله نیاز به تمرکز و البته هنر نوشتن هم داره که من این آخری رو که هیچ وقت و اون سه تای دیگه رو هم مدتها نداشتم؛ ولی بالاخره تصمیم گرفتم یه پست بدهم و کمی گرد و غبار این وبلاگ رو بگیرم. از دوستانی هم که هر از گاهی به من سر می زنند، عذر می خوام به خاطر غیبت طولانی.

و اما …، شاید یکی از مهمترین دغدغه های مهاجران متخصص کار باشد. در این مورد حیاتی دوستان زیادی مطلب نگاشته اند که من از میان آنها این سری و این را بیشتر می پسندم. حالا حدود یک ماه است که به صورت تمام وقت در تخصص خودم ( حوزه IT ) مشغول شده ام و به نظرم رسید نکات کلیدی ( از دیدگاه خودم) جهت استفاده احتمالی دوستان در حوزه IT و یا تخصصهای دیگر را در این پست بیاورم:

توصیه 1  – شاید از جمله کسانی باشید که از ابتدای شکل گرفتن بحث مهاجرت، پیش خودتان ( یا احتمالا دوستان ) عنوان کرده اید که می روم و هر کاری شد می کنم تا خودم را جا بیاندازم. توصیه می کنم در مورد این موضوع خوب فکر کنید و با خودتان صادق باشید، وجود یا عدم وجود چنین روحیه ای در شما شاید هیچ دلیل خاصی نداشته باشد ولی تاثیر مستقیمی بر برنامه ریزی شما و بودجه بندی تان دارد.

توصیه 2 – در شرایط بد اقتصادی( شاید هم همیشه)، توصیه می کنم فکر روز آخر و مبادایتان را از همان ابتدا جامه عمل بپوشانید. به عنوان مثال اگر می خواهید بعد از سه ماه دنبال کار گشتن، سراغ کار کژوال بروید، توصیه می کنم از همان ابتدا و به صورت موازی این کار را انجام دهید.

نکته اول : منظور از کار کژوال، انجام کار غیر تخصصی  مثل کار کردن در فروشگاه ها، توزیع غذا درب منازل و یا نقاشی ساختمانی است. گفتم نقاشی چون ایرانی های زیادی در این صنف هستند و امکان یافتن کار در آن بیشتر است.

نکته دوم : همانطور که گفتم انجام چنین کارهایی کاملا به روحیه فرد بستگی دارد. دلیل من برای پرداختن به آن فقط بیان واقعیتهایی است که ممکن است راهگشا باشد.

نکته سوم : معمولا در کارهای کژوال هم تسلط زیاد به زبان متداول مردم عادی و همچنین سابقه مرتبط طلب می شود، بنابراین به دست آوردن آنها خیلی هم سهل الوصول نیست. البته این موضوع در زمان بحران اقتصادی بسیار مشاهده شده است چون افراد واجد شرایط تری به دنبال کار بودند و طبیعتا در رقابت، معمولا تازه واردین حذف می شوند.

توصیه 3 – نحوه نگارش رزومه( Resume ) ، نامه پوششی( Cover Letter ) و موجود دیگری به نام Selection Criteria که برای گرفتن شغل در ادارات دولتی الزامی است، واجد پیچیدگی هایی است که کاملا به زمان و مکان ارایه آنها بستگی دارد. در این زمینه :

نکته اول : راهنمایی دوستان با تجربه مشابه شما چه در استرالیا یا کشورهای دیگر مثل آمریکا و کانادا گرچه مفید است اما لازم است خودتان به طور جدی با آن درگیر شده و برای کلمه کلمه آنها توجیه آماده کنید.

نکته دوم : در صورت امکان که بستگی به زمان ورود و برنامه ای که در توصیه اول عرض کردم، دارد، حضور در کلاسهای SKILLMAX و یا ( EFE ( English For Employment توصیه می شود. حضور در این کلاسها علاوه بر مهارتهایی که خواهید آموخت، ( به شرطی که خودتان هم بخواهید) باعث مواجهه آرام آرام شما با زندگی و کار در یک محیط با فرهنگهای متنوع می گردد. این کلاسها توسط موسسات AMES و TAFE و گاها به صورت رایگان برگزار می گردند.

نکته سوم : به هر شکل با توجه به فرهنگ کاری متفاوت ایران و استرالیا و گاها استفاده از ترمینولوژیهای متفاوت حتی در موضوعات فنی، لازم است رزومه شما و ملحقات آن کارفرما را از میزان تجربه و نقش شما در سازمانهای قبلی آگاه سازد.

توصیه 4 – ارسال رزومه و نامه پوششی یکسان برای همه آگهیهای کاری اصلا توصیه نمی شود. لازم است روی هر ارسال تامل شده و رزومه customize شده برای هر درخواستی تهیه و ارسال شود. حالا اگر شما در چند شاخه هم تخصص داشته و دنبال کار بگردید، مسئله را پیچیده می نماید.

نکته اول : لازم است ردپایی کاملی از ارسال رزومه هایتان داشته باشید، چون برای هر کدام توضیح مجزایی دارید و در اولین مکالمه تلفنی باید روی آن حضور ذهن داشته باشید.

نکته دوم : اگر مثل من دوست دارید همه چیز حتی نام فایلهای رزومه تان مرتب شده و ورژن بندی شده باشند، حواستان باشد که این نظم فقط برای خودتان راهگشا است و فایل ارسالی شما نباید تعداد رزومه های ارسالی شما را لو بدهد.

نکته سوم : در مورد ارسال رزومه به تعداد زیاد (Broadcast) یا انتخابی ( Selective) – این واژه ها  اختراع خودم هستند – بستگی به حوزه تخصصی شما دارد، اگر در حوزه های عامتر مثل Programming دنبال شغل هستید، شاید روش اول و اگر حوزه های خاصتری را دنبال می کنید روش دوم توصیه می شود. 

ادامه دارد …
بدرود

اندر احوالات کار 2

درود

امروز از اون روزهایی است که اصلا دوست نداشتم، تهران باشم. بعد چند روز تعطیلی مردم رفتن سرکار و تقریبا همه خسته از مسافرتها و سیزده بدر، خلاصه همه طلبکارند بابت تموم شدن تعطیلات. آقا ما هم اینجا طلبکاریم که چرا سیزده بدر رو مجبوریم، 16 فروردین بگیریم.

بگذریم، اومدم که دو سه تا توصیه یواشکی بگم و برم. اینها دیگه واقعا نظر شخصی من است و بد نیست که دوستان نظر خودشون رو اضافه کنند.

قبلا گفته بودم ( شایدم نگفته بودم ) که شانس پیدا کردن شغل از ایران کم است که دلایل متعددی برای آن وجود دارد اما کار مناسبی که می شود انجام داد، بررسی بازار کاری تخصص مرتبط است. مثلا در شاخه administration که من فعالیت کرده ام با یک سلسله جستجو متوجه می شوید که solaris هواخواه بسیاری دارد و بعد از آن شاید بتوان به HP-UX اشاره کرد. بنابراین توصیه بنده این است که بجای پایین بالا کردن سایت دیاک و اداره مهاجرت و … به دنبال تخصصی کردن مهارت خود بروید. اگر وکیل دارید، خوب پول داده اید که ایشان کارها را انجام بدهد؛ اگر هم ندارید زیاد فرق ندارد، پروسه کاری تان آنطور که باید پیش می رود و پیگیری بیش از حد آن فقط شما را خسته می کند؛ به نظر من شما کارهای مهمتری برای انجام دارید؛ مطمئن باشید خیلی فرق نمی کند که پرونده شما در اداره مهاجرت در پوشه آبی باشد یا قرمز.

مطلب بعدی اینکه اینجا اصولا به آدم همه فن حریف احتیاجی نیست ( برعکس ایران ) حسابی خودتان را در فیلد تخصصی آبدیده کنید. حتی اگر لازم است شغلتان را با همین هدف تعویض نمایید. اگر از بد روزگار مثل من گرفتار مشاغل مدیریتی شده اید، حتما با تعویض شغل به کار فنی برگردید، پشیمان نمی شوید.

و اما مطلب آخر که بارها و بارها گفته ام، در مورد زبان به خودتان سخت بگیرید. اگر نمره ایلتس تان زیر 7 است وضعیت سخت تر است. یادتان باشد اینجا کسی مثل هنرپیشه های سریال friends یا lost حرف نمی زند ونمی توان وسط جمله طرف pause زد، انگلیسی بخوانید، بنویسید، گوش کنید، حرف بزنید و از همه مهمتر فکر کنید.

بدرود

اندر احوالات کار 1

درود

و اما یکی از مهمترین دغدغه های مهاجرین یافتن شغل مناسب است که ترجیحا ادامه تجربیات قبلی و متناسب با تحصیلات و روحیات فرد باشد. البته که استثنائاتی هم وجود دارد به این معنی که ممکن است کسی قصد انجام تجربه های جدیدتر را داشته باشد.

در این مورد دوستان پیش کسوت مطالب کاملی را نوشته اند و من فقط به ذکر چند توصیه بسنده می کنم. شما باید خودتان را به ترتیب برای موارد زیر آماده نمایید :

1 – نوشتن رزومه و نامه پوششی (Cover letter) مناسب : در مورد نوشتن رزومه و نامه مناسب نکات بسیار زیادی وجود دارد که در این مقال نمی گنجد و حتما شما دوستان پیش و بیش از من از اینترنت بهره برده اید، اما این نکته فراموش نشود که در نگارش رزومه و نامه خرده تفاوتهایی مثلا با ایران و کانادا وجود دارد( این را گفتم چون دوستان زیادی با رفرنسهای کانادایی و آمریکایی خودشان را منطبق می کنند، تا 90 درصد ok است اما تفاوتهای اندکی وجود دارد)

2 – یافتن کار : در این مورد سایتهای متعددی وجود دارد که www.seek.com.au و www.mycareer.com.au از معروفترین آنها می باشد. در یکی از نامه هایی که پس از visa approval دریافت کردم وکیل محترم، بنده را به سایت www.skilledmigrant.gov.au راهنمایی کرده بود که بعدا فهمیدم رجیستر کردن در این سایت دولتی می تواند برای اثبات مسائلی به سنترلینک موثر باشد. در این سایت که ساعت کار دارد(!) باید ثبت نام کنید و برای ثبت نام نیاز به visa grant number و ضمنا رزومه تکمیل شده به فرمت rtf خواهد داشت.

3 – مصاحبه تلفنی : خوب شما برای کار مورد نظرتان apply کرده اید و آژانس مورد نظر برای محک اولیه با شما تماس می گيرد و ممکن است اندکی فراتر از احوالپرسی با شما گپی بزند که ضعیف ظاهر نشدن شما در این مکالمه لازم است. در بعضی موارد چنین مکالمه ای از طرف کارفرما نیز ممکن است صورت پذیرد.

4 – مصاحبه حضوری : این مصاحبه ها که شکل غیر رسمی آن در آژانسها و شکل رسمی آن در شرکتها رخ می دهد آدابی دارد که باز هم ذکر آن در این مجمل نمی گنجد و استمداد از اینترنت می طلبد. فراموش نشود که نوع لباس، زبان بدن و نوع برخورد شما در این مصاحبه ها در وهله اول از میزان دانش شما اهمیت بیشتری دارد بنابراین حتما خودتان را آماده کنید.

پي نوشت اول : به شخصه در ایران بیش از 100 مورد مصاحبه استخدامی داشته ام و در اکثر آنها از مصاحبه شوندگان سئوالاتی را می پرسیدم که در ابتدای امر برایشان جای تعجب داشت و برای پرسیدن آنها و پاسخهای افراد تحلیلهایی داشتم که حالا می بینم به شکل سیستماتیک و دقیقش اینجا اتفاق می افتد. فی الواقع مصاحبه گنندگان بیشترین سعی را در شناخت شخصیت شما دارند.

پي نوشت دوم : هرچه بیشتر می توانید در این زمینه مطالعه کنید و خودتان را در موقعیتهای دشوار تصور و به راه برونرفت از آن بیاندیشید.

پي نوشت سوم : کلاسهای skillmax که در موسسه AMES و EFE که در موسسه TAFE (لینک مربوط به NSW است ) تدریس می گردد، آموزشهای بسیار مفیدی را در این زمینه ارایه می نماید. من از کلاسهای رایگان skillmax که 17 ساعت در هفته به مدت 11 هفته ارایه می گردد، استفاده کردم و اکنون در هفته آخر آن هستم و از نتیجه کار راضی. البته خبر بدی که در پست قبلی هم دادم این است که تصمیم گرفته اند برای دوره بعد حد نصاب IELTS 7 را قایل شوند که امیدوارم منصرف شوند.

پي نوشت چهارم : هر کسی برای دنبال کار گشتن و زمان و نحوه آن روشی را بکار برده یا می برد. از توصیه دیگران استفاده کنید ولی مطمئن باشید روش هرکس متناسب با شرایط خودش کاربرد دارد.

بدرود