• موضوع

  • بایگانی

  • Support Wikipedia
  • با ثبت ایمیل خود در این قسمت از پستهای جدید آگاه می شوید

    به 7 مشترک دیگر بپیوندید

جابجایی آدرس

درود

گرچه اینجا متروک مانده، اما اگر کسی فید این وبلاگ را جایی دارد بداند و آگاه باشد که به ali.shahnazi.net اسباب می کشیم.

پاینده باشید

Linkedin

درود

حتما با سایت Linkedin آشنا هستید. شبکه ای اجتماعی متخصصین که برای ایجاد ارتباطات کاری است و آژانسهای کاریابی به طور فعالی در اون حضور دارند. دوستانی که جوینده اولین کارشون خارج از ایران هستند و یا تصمیم دارند که کارشون رو عوض کنند بیشتر و البته هر کسی که پروفایلی در این شبکه داره بهتره اون رو همیشه مرتب و به روز نگه داره. دوست عزیزی دارم که در پذیرش دوستی در این شبکه دقت به خرج می دهد و هر پیشنهادی را نمی پذیره چون به درستی اعتقاد داره که این تابلوی ارتباطات حرفه ای اش است. من البته نگرش دیگه ای به موضوع داشتم و تقریبا اکثر تقاضاها رو پذیرفتم و خودم هم ارتباطات زیادی با دیگران برقرار کرده ام از اینرو پروفایلهای زیادی رو دیدم. چند تا نکته هست که باید بهشون توجه داشت.

  1. .فلسفه وجودی این شبکه با فیسبوک فرق داره، اینجا به دنبال دور هم بودن دوستان نباید بود.
  2. از ترجمه های تحت اللفظی و استفاده از عبارات نا مانوس باید خود داری کرد. الگوبرداری از پروفایلهای متخصصین هم رشته می تونه پیشنهاد خوبی باشه.
  3. دقیقا مثل رزومه پروفایل لینکدین نباید پر باشه از تخصصهای دور از هم. اگر تخصصهای چندگانه دارید و از این پروفایل برای جستجوی کار استفاده می کنید لازمه روی یه تخصص مشخص مانور بدهید.
  4. عکس پروفایل باید به دقت انتخاب شود. اخیرا به این لینک برخوردم که البته انگیزه نوشتن این پست هم بود.

http://socialtimes.com/5-tips-to-a-successful-linkedin-profile-picture_b83446

شاد و پیروز باشید

کار خیر

درود

دامون مسبب یه کار خیر شده و در حد معقولی هم تحقیق کرده که ماجرا خیالی و کلاه برداری نباشه. توضیحات بیشتر رو از پست دامون ببینید. اگر هم می خواهید از ایران واریز رو انجام بدید، تو لینک ایسنا شماره حسابش هست.

شاد باشید

استدلال ایرانی

درود

دل آدم خیلی برای نوشتن تنگ می شه  ولی نوشتن اول وقت بعد حوصله و بعدش سوژه مناسب می خواد.

 برای خالی نبودن عریضه برای دوستانی که دلشون برای استدلال ایرانی تنگ شده پیشنهاد می کنم  مستند میراث آلبرتا اثر حسین شمقدری – در واقع حسین جواد اینا – که قبلا شاهکار یزدان تفنگ ندارد (+) رو آفریده بود، ببینند.

من دو سه تا سئوال برام پیش اومد ولی متاسفانه به حسین جان دسترسی ندارم. اگر شما هم براتون سئوال پیش اومد و دسترسی نداشتید اینجا بنویسید شاید باد همه رو با هم براش ببره.

1 – چرا نخبه فقط دانشجوی شریف از نوع  مهندسی است؟  ( این پست  کمانگیر را هم بخوانید)

2 – چرا اونایی که موندند اکثرا تو یه تایپ هستند؟

3 – چرا بزرگترین شرکت مهندسی ایران توی ونزوئلا 10000 واحدی ساخته؟

تا یه مطلب جوندار بدرود

کجای حرفم غلطه ؟!

درود دوستان

بچه که بودم برنامه خردسالان رادیو که از ساعت 10 تا 10:30 صبح پخش می شد قسمتی به نام «کجای حرفم غلطه؟» داشت. به یاد روزای بچگی و به احترام بچه هایی که هم نسل ما بودند و این جور برنامه ها جزو تفریحات خفنشون بود.

این پست رو دیروز 27 فوریه نوشتم همون موقعی که «جدایی نادر از سیمین» اشک خیلی ها رو درآورد و لحظاتی چند ما رو یاد افتخار و غرور ملی انداخت ولی امروز پابلیشش می کنم که مشمول انتقادی که خودم می کنم نشم🙂

دو تا نکته نه خیلی بدون شرح دارم براتون:

1 – بچه هایی که استرالیا هستند حتما گفتگوی برنامه Insight هفته گذشته ( 21 فوریه) رو دیدند . ( اینجا ) برای اونایی که نمی دونند جریان چیه بگم که این برنامه هفتگی سه شنبه ها از کانال SBS پخش می شه و در واقع میزگردی است که هربار موضوعات مختلفی رو بررسی می کنه. این بار موضوع برنامه ایران یا بهتره بگم برنامه اتمی ایران بود. اگر براتون مقدوره برنامه رو ببینید. بحث من راستی آزمایی مباحث مطرح شده نیست بلکه نحوه صحبت کردن ایرانیان حاضر در گفتگو است. شما فکر می کنید چرا هنوز آداب بحث کردن را نمی دانیم. این 50 دقیقه مشت نمونه خروار فرهنگ ماست ببینید چند تا عادت نامربوط می شه از توش درآورد … راستی وزنه و سابقه افراد شرکت کننده هم برام جالب بود.

2 – دیروز در حالی که همه غرق شادی برای جدایی نادر از سیمین بودند و به  آقای اصغر فرهادی – یک ایستادن تمام قد به افتخارش -تبریک می گفتند و می بالیدند، کامنتهای بعضی ها رو صفحات معروف فیسبوک جالب بود. یکی می گفت زنده باد پناهی یکی دیگه می گفت پناهی کجاست و قس علیهذا. آزادی بیان از اصول اولیه آزادی و حقوق بشره و انسانها آزادند که هر چی می خواند بگویند ولی گزیده گویی جاش کجاست؟ تا کی مرثیه؟ 364 روز و 23 ساعت فرصت داریم که از جعفر پناهی – به احترام او هم تمام قد می ایستم – حمایت کنیم آیا به مردم حق نمی دهیم که یک ساعت در سال مرثیه نشوند و غرق در شادی وغرور باشند. آهان راستی یکی از بچه ها استاتوس گذاشته بود کاش فرهادی اسکار فیلنامه غیر اقتباسی رو هم بگیره بعد که برنده رو اعلام کردند یکی اومده می گه عمرا فرهادی حالا حالاها باید بدوه تا به امثال وودی آلن برسه – نقل به مضمون – شما اسم این کار رو به فرض صحت چی می ذارید.

حالا شما دوستان بگویید کجای حرفم غلطه؟!

بدرود

تنیس ورزش دیپلماتیک !

درود

قدیمترها تو ایران به تنیس می گفتند ورزش دیپلماتیک. به دلیل گران بودن تجهیزات و امکانات لازم تنیس و قشری که به اون می پرداختند این لقب غیر رسمی رو بهش داده بودند.

اما تنیس واقعا به تمامی معنا ورزش است. جذاب، پرتحرک و ذات آن به شکلی است که از برخوردها و خشونتها مرسوم ورزشهای گروهی درش خبری نیست و بدلیل سرعت بالا کسل کننده هم نیست. بازیکنان حرفه ای این ورزش که در گرند اسلم ها و مسترزها حضور دارند هم معمولا رفتار شایسته ای دارند و با برخوردهای زیبا و پسندیده شون تماشاگران رو به وجد می آرند.

بنابراین اگر یه اتفاق کوچیک بیافته که توی ورزشهایی مثل فوتبال اصلا دیده نمی شه یا به حساب نمی آد، می ره تو صدر اخبار، تیتر یک می شه و کارشناسها راجع بهش نظر می دهند و تماشگران هم بلافاصله عکس العمل نشون می دهند. دیشب تو ملبورن و در دور چهارم توماس بردیچ اهل چک که تنیسور آرومیِ و بازیش هم قشنگه با نیکلاس آلماگرو از اسپانیا بازی می کرد که در اواخر بازی این اتفاق افتاد :

برای دوستانی که نمی تونند ببینند: آلماگرو در یک بازگشت توپش به بازوی بردیچ خورد و اونو نقش بر زمین کرد.

اونوقت در پایان بازی بردیچ این کار رو کرد ( از دست دادن با رقیب خودداری کرد) و درمصاحبه بعد بازی هم گفت که آلماگرو این کار رو از قصد انجام داده.

حالا این اتفاق به ظاهر قابل اغماض، از دید طرفداران تنیس زیبنده این ورزش نبوده و شده تیتر یک اخبار و رسانه ها. البته بردیچ سعی کرد در کنفرانس مطبوعاتی غیر مستقیم عذرخواهی کنی ولی این جور عذرخواهی رو خیلی ازش نپذیرفتند. این مقاله رو بخونید جالب نوشته.

پی نوشت : خیلی یاد بازی استقلال و پرسپولیس افتادم و اتفاقاتش و روابط دوستانه بازیکنان با هم  و… البته می دونم که قیاس مع الفارقی است.

این پست خیلی تنیسی شد. این عکس آخر هم که همین چند روز پیش تو ملبورن گرفته شده رو برای تنیس دوستان می ذارم.

Sam Stosur,Novak Djokovic,Kim Clijsters,Rafael Nadal,Mansour Bahrami and Henri Leconte at the second annual MLC Kids Tennis Day in Melbourne. Photo: AFP/Getty Images

بدرود

ریشه اش کجاست ؟!

سلام

برنامه نود شبکه 3 تلویزیون ایران جزو اون چیزاییه که بعد از 3 سال دوری از ایران عادت دنبال کردنش از سرم نیافتاده. عادل فردوسی پور و برنامه اش رو دوست دارم هرچند گاهی هم انتقاداتی بهش وارده ولی نمونه نداشته و نداره تو تلویزیون ایران.

دو برنامه آخرش – جمعا حدود 7 ساعت – در مورد فساد در فوتبال ایران بود و بخش کوچکی از پلشتی های فوتبال ایران رو نشون می داد. گرچه عادل عزیز سعی کرد با پیشنهادات احساسی و نه لزوما مستند به قانون مچ یه عده ای از دلالها و دونه درشتها رو باز کنه و رسواشون کنه ولی به نظرم یه نکته ظریف و خیلی مهم رو مغفول گذاشت. معتقدم ریشه اصلی این دست اتفاقات و کلاه برداریهای ابلهانه دیگه مثل بازاریابی شبکه ای یا همون گلد کوئست خودشون  و … یکی است. علاقه وافر عده کثیری از مردم به یک شبه معروف و پولدار شدن. تاریخ  پرحادثه کشور ایران و شرایط مختلف اجتماعی سیاسی  می تونن موجبات این انگیزه رو فراهم آورده باشند ولی این چیزیه که باید بریم سراغش.

پی نوشت 1 – نود رو می تونید از این آدرس ببینید.

ارادت